X
تبلیغات
ادبی (پاییز آوای عاشقانه ها)
سلام با تبریک روز زن -و مقام والای مادر................

مادر شدن مرحله ی کمال زن است و من

به خودم می بالم که یک زنم......ویک مادر

برای مادرم که دست روزگار نابه هنگام  پرپرش کرد......روحش شاد و یادش گرامی 

دلم مادر برایت سخت سوزان

وجودم در قفایت سخت سوزان

غم بی مادری را با که گویم

زدرد بی نهایت سخت سوزان

بسان بلبل باغ خزان بود

منم دور از صدایت سخت سوزان

نمی گنجد دمی در باورمن

که دورم از هوایت سخت سوزان

کجا شد نم نم باران عشقت

چو گشتم بی نوایت سخت سوزان

زیادم بردی و پرواز کردی

دلم شد در قفایت سخت سوزان

دلم می گرید از هر گل که بینم

به یاد خنده هایت سخت سوزان..............(.م.سوزان)



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 | 23:26 | نویسنده : سوزان |
با  تسلیت ایام شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه و به

امید شفاعتش...........


فاطمه نور است و کوثر نام او

عاشقان مست از شراب جام او

فاطمه محبوب حق از پاکی است

خشم حق می بارد از آلام او

....................


...

فاطمه شافع روز محشر است

فاطمه نور و یقین و کوثر است

فاطمه مام تمام کائنات

فاطمه مهتاب چاه حیدر است...................


 سبز تر از بهار بودم

اما..............در پاییز تردیدها 

سرخ شدم....و زرد

و اینک پاسبان های این شهر

شماره می کنند

نام های زوج یا فرد 

من هرگز به مقصد نمی رسم

وقتی که تو سراسر تردیدی ........




تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 10:1 | نویسنده : سوزان |
پروردگارا.......

 در روزهای پایانى سال به خواب دوستانم ، آرامش...

به بیداریشان، آسایش.....

/ به زندگیشان، عافیت ......

/ به عشقشان، ثبات....

/ به مهرشان، وفا....

 / به عمرشان، عزت.....

 / به رزقشان، برکت.....

 / و به وجودشان، صحت عطا بفرما...

آمین یا رب العالمين ............




تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 | 20:31 | نویسنده : سوزان |
هوای چشم های من 

پر از ابر است و بارانی 

بهشت  آرزوهایم نگاهم را نمی خوانی؟

مگر!! نامهربان گشتم .......که با دنیایی از خوبی 

مرا از پیش چشمانت 

گریزان کرده .....

می رانی .....

تمام خاطرات من

فدای چشم های تو که در 

شهر خیالاتم همیشه ناب می مانی.......

نفس های غمینم را به گوش باد می گفتم 

 به بوی آن که سوی دوست 

پیامم را برسانی ......

چرا امشب نمی بارد زلال چشم گریانم ؟؟

که این ظلمت سرای ......دل 

پر از خاک است و ویرانی 

بهشت آرزو هایم نگاهم را نمی خوانی؟؟؟






تاريخ : شنبه هفدهم اسفند 1392 | 8:34 | نویسنده : سوزان |
پشت چراغ قرمز 

قلبم گفت ........ایست@@

و ناگاه به خود آمدم   

 رویایی ترین خاطره ام نیست @@

نگاه ها به سوی رنگ ها هی............ گریز می زد 

و افقی که!! هرگز سبز نمی شود 

همه نگران رسیدن بودن 

تمام مردمک ها محو در........ قرمز 

و تمام ثانیه ها خوابیده در....... سبز 

هیچ رنگی شادم نمی کند .......

چه پشت چراغ قرمز .....نشسته باشم 

چه سبز ........




تاريخ : چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 | 8:51 | نویسنده : سوزان |
حرف دلم حرف تماشای توست

قصه ی پر شور تمنای توست

در دل بی تاب پر از خواهشم

یکسره آهنگ فریبای توست

پیش رخت ماه سر افکنده شد

ماه وشی عاشق رویای توست

ای که سراسر همه آرامشی 

از چه دلم در تب غوغای توست

سینه ی سوزان شده لبریز غم

کلبه ی متروک دلم جای توست

آی من از فاصله ها خسته ام 

حنجره ی باغ دل آوای توست




تاريخ : دوشنبه پنجم اسفند 1392 | 9:15 | نویسنده : سوزان |

من تب کرده ام

و مادرم با نمناکی نگاهش 

دستمال را بر صورتم ......

اما هر ثانیه سوزان تر......... از تیر 

این تب هرگز به صفر نمی رسد

مادرم بیهوده  در تلاش 

ومن مرور می کنم خودم را

مادرم را 

وتورا.......

حافظه ام تعطیل

من د رتب یک درد سوخته ام

دردی که کسی  نمی داند چیست؟

من باید برگردم 

به کودکی ام

مسافر می شوم در باد

اما نه مادرم برمی گردد  

نه کودکی ام.....

حافظه ام پاک شده 

و باز هم تب 

تب ......

آه از این تب پر تردید

در  سوز این تب...........سوزانم




تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392 | 9:59 | نویسنده : سوزان |
انار 

یک نشانه بود 

از یک راز کهنه و سر به مهر

انار می بارید

وقتی که تو تب کرده بودی در باران دانه هایش

زیر همان سایه ی یخ زده 

من بودم و تو

بی خبر به سلام تو آمد دل من

اصلا تو چه ربطی با خانه ی متروک پدرم داری

با همان درخت پیر

چون هر وقت که می آیی خورشید نگاهت 

از پشت بام  طلوع می کند

انارهای حیاطمان را

ومن ......

هرگز دستم به انار نمی رسد





تاريخ : شنبه دوازدهم بهمن 1392 | 10:36 | نویسنده : سوزان |
دوستان و یاران همراه 

سلام 

می خواهم اولین پستم را در ابتدای این ماه با نام شهید و شهادت متبرک نمایم

آن شهیدانی که می دانستند ((شرط زیارت آسمان وداع با زمین است)) 

و ردای سرخ شهادت را پوشیدند و با رنگی سبز و شاداب به سوی دوست پر کشیدند

شهیدان ای اقاقی های بی تاب 

مسافرهای ناب دشت مهتاب

شهیدان لاله های خفته در خون 

صداقت پیشه گان کوی مجنون 

شهیدان پاک چون آب   روانید

اگرچه رفته اید هم    جاودانید

شهیدان   ساقیانی  سبز    پوشند

چنان رودی پر ازجوش  و خروشید

شهیدان عاشقانی مست مستید

گواه حق به ایام الستید

کمال عزت و فخر خدایید 

شهیدان ای بلا جویان کجایید





تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1392 | 8:43 | نویسنده : سوزان |
شبی دوباره تا سحر تو را مرور می کنم 

غم    نبودن  تو را ز سینه دور می کنم 

به من نگو صبور باش نمی شود نمی شود

من از پل نگاه   تو    شبی   عبور می کنم 

چگونه موریانه زد رگ دل  از  ندیدنت 

 بدان که چشم درد را ندیده کور می کنم 

تو رفته ای تمام شب سرای حسرتم شده 

ترا خدای خاطر خودم   به زور می کنم 




تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 | 21:18 | نویسنده : سوزان |

تاج گذاری آقا مهدی صاحب زمان مبارک باد 


بیا تا طفل عشقم پا بگیرد 

غریبانه ره دریا بگیرد 

بیا ای خوب من ا ی نازنینم 

بیا مهرت به دل ها جا بگیرد

به امید آمدنش و این که در رکابش باشیم 


یا حق 




تاريخ : شنبه بیست و یکم دی 1392 | 14:28 | نویسنده : سوزان |
کشیده می شود 

به جرز خیس خورده ی نگاهی 

روحی رسیده به مرز...... ایمپلنت

و دندان های   .......... عقل 

می خورد عصب های تردید م را 


عقل در منزل عشق 

نه!.... تو درد نمی کشی 

با این هزار واحد .......آمالگام

کامپوزیت ....... هم دردی دوا نمی کند 

وقتی ..........

روحی رسیده باشد به عصب...........



تاريخ : یکشنبه پانزدهم دی 1392 | 11:30 | نویسنده : سوزان |
درختان خش خش پاییز کردند

ودل را مست و شورانگیز کردند

صدای ناله ی برگ از جدایی

جهان را از خدا  لبریز  کردند........

..................

پاییز تان بهاری باد

 و........

 لبریز از یاد خدا........یا حق



تاريخ : دوشنبه یازدهم آذر 1392 | 9:3 | نویسنده : سوزان |
محرم در نگاه بی قرارم .....

سراسر سوز و آه و التهاب است

خدایا از غم زینب چه گویم

عطش دارد ولی بی میل آب است

صدای حزن او در کوفه پیچید

و گوش کافران سنگین خواب است

حسینش را صدا زد با دل زار

برادر روی تو از خون خضاب است

و خون پاکت از نیزه خروشید

اگرچه مثل فرق  بو تراب است

همِن خون شد بقای دین اسلام 

خرو شان پر عطش گرم و مذاب است 

خدایا از غم زینب چه گویم 

عطش دارد ولی بی میل آب است..........

در شب شام غریبان سرودم ..................

و صله ام پابوس آستان امام رئوف امام رضا

 باشد.........به امید دیدارش



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392 | 20:22 | نویسنده : سوزان |

با عرض تسليت ایام سوگواری سالار شهیدان - تاسوعا و عاشورای


 حسینی به محبان حضرتش و به امید شفاعتش............



محرم آمد و شوری به پا شد

جهان یکسر خروش و نینوا شد

حسین آن نو گل دامان زهرا

شهید بی سر آل عبا شد

..................

مثنوی در مثنوی گم می شود 

واژه ها با خون تکلم می شود

ای حسین ای آبروی کربلا

دجله از نامت تلاطم می شود








تاريخ : سه شنبه چهاردهم آبان 1392 | 22:7 | نویسنده : سوزان |
روزگار من پر از آواز قناریم .......قفس بیاورید

 

روزگار من پر از آرزوهای گمشده ام ...... مژدگانی


 بخواه

 

به سراغ من اگر میایید........


با کارت پستال تودیع بیایید.....................تا همه


 بدانند مرگ دلم .........



تاريخ : شنبه چهارم آبان 1392 | 9:55 | نویسنده : سوزان |
با تبریک عید سعید غدیر بر عاشقان امامت و ولایت

غدیر

غدیر آن برکه ای را که نبی گفت

وصیش را ولی اش را علی گفت

بگفتش حق رسالت بازگو کن

پیامبر دین ما کامل به او کن

و جبریل  آمد و الیوم سر داد

پیمبر را زوحی حق خبر داد

(بلغ ما انزل )الهام او کرد

ونام شیعه را پر آبرو کرد

(و ان لم تفعل و منا بلغت  )

همه گویند نبیا (ما فعلت)

نباید دین خود را واگذاری

علی را بی سند تنها گذاری

پیامبر دست آن شیر دلاور

به بالا برد و گفت مولاست حیدر

بگو مردم علی را دوست دارید

وبا بیعت براو صحه گذارید

علی والاترن مرد زمین است

علی دریایی از حق الیقین است

نخستین مسلم عالم علی بود

نگهدارش خداوند جلی بود

علی خود کوثر و کوثر علی بود

غدیر خم نشانی از ولی بود

گفته شده در ۲۶/۱/۷۷

 

 علی آزاد مردی بی غرور است

دل دریاییش دریای نور است

علی همراز با اندوه چاه است

و امواج دلش دریای آه است

علی همسایه با غوغای شب بود

دل تنهای او ماوای شب بود

علی زیباترین تفسیر یار است

علی شمشیر رزمش  ذوالفقار است

اگرچه رهبری لایق به او بود

سکوتش جلوه ای از آبرو بود

شفیع مومنان در روز درد است

علی تنها ترین مرد نبرد است

علی با لاله ها پیوند خورده

به جان فاطمه سوگند خورده

( که تا دین محمد برقرار است )

(شفا بخش قلوب داغدار است).......درباره ی علی از یک مثنوی قدیمی

 



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 | 14:45 | نویسنده : سوزان |
زنی ایستاده در راهروی بیمارستانی نمور

منتظر........

به ضربان قلبی که هرگز برنمی گردد.......

کیپ.......

کیپ....

تمام رگ هایش مسدود

از درد نمی دانم ها

آی سی یو.....

آن ...ژی ....یو....

او می خواهد برود در پاییز

بدرود ....

بانوی ناتمام قصه ها

فردا هم خورشید می بارد

و زندگی.........

 در ضربان قلبی دیگر.......

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه هجدهم مهر 1392 | 10:40 | نویسنده : سوزان |
دوستان و یاران همراه سلام

مدتی نبودم پوزش مرا بپذیرید

و اما

چاپ کتاب تازه ام .....................

۰(پژاره یل کال .).........را به اطلاع می رسانم

آدرس محل فروش..............

کتاب سرای حافظ -کرمانشاه- دور میدان شهرداری -اقای

 

 زنگنه-کتب فروشی پاییزان -میدان شهرداری......

 

و اما شعری پاییزی......................

 

خون می چکد هر لحظه از شمشیر پاییز

فریاد از این آوازه ی دلگیر پاییز

دارم هزاران قصه ی پر غصه بر لب

از ناسپاس این خاک دامن گیر پاییز

افتاده عکس آن درخت بی بر و برگ

گویا به روی برکه ی تصویر پاییز

وقتی که پرچین رخنه گر شد با نسیمی

جا خوش کند بر سینه ی گل تیر پاییز

هرگز کسی از خود نمی پرسد چرا ریخت

خون نهال آرزو را پیر پاییز....................



تاريخ : پنجشنبه چهارم مهر 1392 | 17:2 | نویسنده : سوزان |
سرخ می شود

آسمان از شرم

وقتی که!!

دستان من سیب می شود

و حوا

برای چیدنش عریان

آه باز هم آدم

و رویای گندم زار !!1




تاريخ : یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 | 13:53 | نویسنده : سوزان |
چگونه بی وضو به چشمانت نگاه کنم

نه دلم  نمی خواهد دوباره گناه کنم

رفتی و زخاطرم نرفته است یادت

من که می خواستم تورا تکیه گاه کنم

اگر عشق به تو اشتباه بود فهمیدم

خودم خواسته بودم که اشتباه کنم

نه دیگر نمی خواهم از روی لج بازی

پرونده ی اعمال خود را سیاه کنم

چگونه بگذرم از این جنون غریب

نه نمی خواهم صداقتم را تباه کنم

نه دیگر نمی خورم سیب سرخ دروغ

نه دلم نمی خواهد که هرگز  گناه کنم



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 | 15:25 | نویسنده : سوزان |
من از مرگ نمی ترسم ؟!

که مرا وصل می کند

به یک نامریی سبز

روان می شوم روی تن  آب های مذاب


هراسم از نبودن یاد تو روی تقدیر نگاه

یک جاده

تردید در عمق نگاهم پیداست    

من از مرگ نمی ترسم ؟!

هراسم از آدم های مهربان

آدم نماست






تاريخ : یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 | 1:44 | نویسنده : سوزان |

سیم کارت دلم سوخته

 چه فرقی می کند

ایرانسل 

یا همراه اول.............

من مانده ام

و سوخته های آتش گرفته اش

آتش .............

آتش .............


مرا در خاکستر آب های حلوان

خاک کنید

تا.................  سوزان تر

 از تیر شوم ........



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 | 0:7 | نویسنده : سوزان |
شعری از دوران دانشجویی سال 75 به امید کرم و دستگیریش 

به آستان مقدس ولی عصر 

امشب و فردا کنم تا گذرد روزگار

تا که صبای دلم ناله برد سوی یار

امشب و فردا کنم تا که نسیم سحر

ناله ی در غربتم خود ببرد برنگار

امشب و فردا کنم با همه ی انتظار

تا شب تاریک درد محو شود در نهار

امشب و فردا کنم تا که کویر دلم

زنده شود چون رسد مقدم نیکوی یار

امشب و فردا کنم در ته چاه دلم

تا که رسد یوسفم در گذر انتظار

امشب و فردا کنم ثانیه ها بگذرد

وز قدمش خاکیان جمله شوند بی قرار

یوسف زهرا بیا نازتر از برگ گل

باغ سلامت کند همچو ورود بهار



تاريخ : سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 | 22:10 | نویسنده : سوزان |
خدابود و خدا بود و خدا بود

خدا هم با غمخد من آشنا بود

خدا خود در دلم مهرش نهان کرد

دریغا روز وصلوش بی وفا بود

چنان خورشید و ماهخدا  و هر ستاره

عزیز و مهربان  و بی ریابود

ولی راز نگاهم را نفهمید

که از سوز دل سوزان جدابود

دلم در خدمتش تا صبح محشر

برایش در دلم هر لحظه جا بود

اگر چه مهر او در سینه ام مرد

دریغا روز وصلش بی وفا بود



تاريخ : دوشنبه ششم خرداد 1392 | 7:27 | نویسنده : سوزان |
تو مرا ننوشتی

من بودم که

خودم را نوشتم

روی این سیاه و سفید خاکستری

تا.......

خودم را یاد تو دهم

با .....

سلسله جبال غرورت

تب کرد نگاه سرماخورده ام

تو مرا ننوشتی

من بیهوده خودم را تو نوشتم

وتو خط خطی کردی من را

روی

این سیاه و سفید خاکستری

زرد

و باز هم ......

درد.....

درد......



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 | 21:47 | نویسنده : سوزان |
سلام با تبریک روز زن -و مقام والای مادر................

مادر شدن مرحله ی کمال زن است و من

به خودم می بالم که یک زنم......ویک مادر

برای مادرم که دست روزگار نابه هنگام  پرپرش کرد

دلم مادر برایت سخت سوزان

وجودم در قفایت سخت سوزان

غم بی مادری را با که گویم

زدرد بی نهایت سخت سوزان

بسان بلبل باغ خزان بود

منم دور از صدایت سخت سوزان

نمی گنجد دمی در باورمن

که دورم از هوایت سخت سوزان

کجا شد نم نم باران عشقت

چو گشتم بی نوایت سخت سوزان

زیادم بردی و پرواز کردی

دلم شد در قفایت سخت سوزان

دلم می گرید از هر گل که بینم

به یاد خنده هایت سخت سوزان ...............(م.سوزان)



تاريخ : یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 | 21:59 | نویسنده : سوزان |

سماور آتش نمی شود

  بی خود گر گرفته ای

من جوش آورده ام

تمام خاطراتم را...........

.............

در پستوی یک نمی دانم زرد

خود را دار زده ام

.......در عرض یک خیابان رو به شب

سماور آتش نمی شود

من جوش آورده ام............

تمام خاطراتم را....................




تاريخ : چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 | 23:45 | نویسنده : سوزان |

با تسلیت ایام شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه و به

امید شفاعتش...........


فاطمه نور است و کوثر نام او

عاشقان مست از شراب جام او

فاطمه محبوب حق از پاکی است

خشم حق می بارد از آلام او

....................


...

فاطمه شافع روز محشر است

فاطمه نور و یقین و کوثر است

فاطمه مام تمام کائنات

فاطمه مهتاب چاه حیدر است




تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 | 23:10 | نویسنده : سوزان |
دوستان و یاران همراهم سلام

می خواهم اولین پست در سال جدیدم

رو برای آقا امام زمان قرار بدم

به امید نگاه مهربانش

((در امتداد نگاه پنجره ))

در امتداد نگاه پنجره هوا یکسره ابریست

ترا سیر گریستم

ویاد تو مرا با خود برد

تا دور دست کرانه های احساس

وقرار بود کسی از آن سوی پرچین ها بیاید

ودر خلوت احساسم طلوع کند حضور آبیش

اما من هنوز مرثیه ی مردمان بی نام و نشان این حوالی را زمزمه می کنم

ماه من...............

جه وقت سایه ام در سایه ی تو خلاصه خواهد شد

تا کی .......

تا چند......

در غروب هر روز یک زمستان گریه کنم

غیبت حضورت مسیحای بغضم را به صلیب کشیده

ومریم عشقم بی قراراست و سرمست

کاشکی روزهای بی تو می مردند....

ماه من ......

باد را بگو

تا ورق زند

این همه خاطرهی خاکستری نبود ترا

و ای کاش انعکاس نگاه ارغوانیت

 تا همیشه ...................

در شعرهایم بماند 

 



تاريخ : جمعه نهم فروردین 1392 | 18:33 | نویسنده : سوزان |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.